تاريخ : چهارشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٩

0810a7e21c8feb379477673e945fd57c.jpgقبل از پرداختن به پاسخ لازم است توضیح مختصری درباره مفهوم قناعت و این‎که مراد از قناعت چیست؟، با استفاده از آیات و روایات خدمت شما ارایه دهیم.
«قناعت» مترادف با «اقتصاد » و « میانهروی » است. یعنی انسان در مصرف کردن مال و خرج کردن آن برای خود و خانواده‎اش حالت اعتدال را مراعات نموده و به مقدار ناچیزی از وسایل زندگی که در حدّ ضرورت و نیاز او است، اکتفا نماید.
قناعت دارای دو مرتبه عالی و اعلی است، مرتبه نخست، راضی بودن به حد ضرورت و کفاف و مرتبه دوّم، رضایت به کمتر از آن است. راغب اصفهانی می‎گوید: قناعت عبارتست از اکتفا نمودن به مقدار ناچیزی از وسایل زندگی در حدّ ضرورت و نیاز


و در جایی دیگر آمده است : قناعت راضی بودن به کمتر از مقدار کفاف است. پس از آن‎که معنای قناعت روشن گردید، پاسخ سؤال شما این است که : قناعت هیچ منافاتی با کار و کوشش انسان ندارد چون « قناعت »، معنایش این نیست که انسان وقتی مقداری از وسایل زندگی در حدّ نیاز ابتدایی‎اش را بدست آورد، دیگر هیچ تلاش وکوششی برای بدست آوردن مال حلال نکند بلکه » قناعت » به معنای روحیه ایثار و فداکاری یعنی اگر در اثر تلاش و فعالیّت مال و مکنت بیش از حد ضرورت و نیاز خود را بدست آورد، این روحیه را داشته باشد که مقداری از آن را به نیازمندان و برادران دینی‎اش و یا برای مصالح عمومی، مصرف نموده خود به مقدار ناچیزی از آن اکتفا و قناعت کند. خداوند اینگونه افراد را چنین شایسته ستایش نموده است: »یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ «یعنی دیگران را بر خود ترجیح می‎دهند هر چند خود نهایت احتیاج را دارند.

همان‎ گونه که انسان را از دلبستگی افراطی به مال دنیا باز داشته و روحیه ایثار و تعاون را در انسان زنده می‎کند، در مواردی نیز از دریوزگی و دست دراز کردن پیش دیگران باز می‎دارد. شما میدانید که انسان در زندگیاش حالات مختلف را تجربه می‎کند گاه در اثر کار و تلاش وضع اقتصادی‎اش بهبود می‎یابد و در زمان دیگر ممکن است تحولی رخ دهد که در بعُد اقتصادی دچار شکست شود، روحیه قناعت به انسان می‎گوید به همین مقدار مال و ثروت وسایل زندگی که خود در اثر تلاش و کوشش و با کار شبانه‎روزی است، بدست آورده‎ای، اکتفا کن. کسی که به آن‎چه در اثر کار و تلاش بدست آورده، راضی نباشد، خواه ناخواه چشم طمع به مال دیگران خواهد داشت و در نتیجه دست نیاز به سوی آنان دراز خواهد کرد. و این خود موجب ذلّت و خواری او خواهد شد امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ما اقبح بالمؤمن ان تکون له رغبةٌ تذلّه» چه زشت است برای مؤمن که میل و رغبتی در او باشد که او را خوار و ذلیل کند» مرحوم مجلسی در توضیح این روایت می‎گوید: « مقصود از میل و رغبتی که نکوهش شده و سبب ذلّت و خواری انسان می‎گردد، آن است که انسان هر آن‎چه خود دارد و در اثر کار و تلاش بدست آورده است، اکتفا نکرده، دست به سوی مردم دراز کند » در اشعار فارسی که الهام گرفته از آیات و روایات‎اند، نیز به این نکته اشاره شده است.

تشنه جوی کریمان نشوی که قناعت همه دریا باشد
مرد را پای قناعت به زمین سر همّت به ثریّا باشد
بهترین دلیل برای این‎که «قناعت» موجببی تحرّکی نیست این است که در اسلام به کار و کوشش نیز تأکید فراوان شده و اساساً با بی‎کاری و تنبلی مخالف است. در قرآن آمده است: «وَ أنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِإِلاَّ ما سَعى» برای انسان بهره‎ای جز سعی و کوشش او نیست. امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: «من دوست ندارمکسی را که دنبال کسب و کار نمی‎رود و بر پُشت می‎خوابد (در خانه بیکار می‎نشیند) ومی‎گوید خدایا روزی مرا برسان...»
شاهد دیگر برای این‎که «قناعت» پیشه کردن به معناِی بی‎تحرّکی و تنبلی نیست،سیره پیشوایان دینی ما است. حضرات ایشان برای تحصیل روزی و امرار معاش کار و فعالیت می‎کردند و در وصف امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ آمده است که صبح تا شب درنخلستان‎ها مشغول کار بودند.

 



ارسال توسط پارسا رجائی